سلام دوستان
امشب اومدم فقط باهاتون یه کم درد دل کنم
گله کنم از خودو گله از شما گله از مردم و گله از امامم
گله از خودم چون خشک و بی روح شدم نماز شب خوندن یه کار خنده داره دوست دارم بخونم اما چه جوری دلمو راضی کنم نمی دونم نمی دونم چه بدبختی دارم که عاشق نمی شم عشق یه وقتائی برام بی معنی می شه بخدا اگر یه زیارت عاشورای هفتگی نبود تا الان مرده بودم نه میت مرده روح
گله از شما که دعام نمی کنید راست گفت امام معصوم که اگر مردم همدیگر رو میشناختند سلام هم به هم نمی کردند گله از شما ئی که یادتون رفته دست رو سیاهها رو بگیرید دعاشون کنید از خدا بخواید آدمشون کنن گله از اینکه هر کی خوبه می چسبید و بدا رو ول می کنید و گله از دعاهای سر دتون از مجلسامون که همش رو شاخ یه میون دار می چرخه اگه میون دار نباشه مجلس اشک و گریه نداره و ....
گله از مردم که امام براشون کلیشه شده فقط از بچگی تو گوششون خوندن یکی میاد کی نمی دونند و نمی دونم یکی میاد سوار یه اسب تو مکه میاد کنار کعبه و بعدش یه دفعه دنیا خوب می شه گلستون می شه ما هم که نباید کاری کنیم که خودش میاد درستش میکنه خیلی هامون هم اصلا باور نداریم که قراره اصلا یکی بیاد اینا همش افسانه و قصه است باورش نداریم به عنوان شخص حاضر فقط می گیم و می شنویم آغاسی عجب شعر قشنگی خونده ها ای دوسه تا کوچه زما دورتر اما اگه فکر کنیم میبینیم که این دوسه تا کوچه برا ما چقدر دوره خیلی خیلی دور
گله از امامم که آدمم نمی کنه گله از اینکه میدونه دوسش دارم ولی نیگام نمی کنه شایدم اصلا قبولم نداشته باشه من میدونم امامم پشت ابره اما اگه از اون پشت بیرون نیاد که همه گلا پژمرده می شن و می میرن مردن ما چه جوریه مگه نماز تعطیل روزه شاید نماز جماعت حتما چون خیلی ها میبیننت دعا کمیل با سوز و گداز اما اشک الکی یعنی چی ضعف بدنی یعنی چی رقه جلدی دیگه چیه الان دخترای همسایه بغلیمون می گن این محمد چه قدر قشنگ می خونه یعنی تو فکر من هستند و امامم هم منو به حال خودم ول کرده و ....
بیشتر نمی گم چون می ترسم پامو اونور تر بذارم
ولی شما خوبا اگه تو دعا هاتون یاد من و یکی از رفقای هیئتی که تو کماست باشید ممنونتون می شم التماس دعا
نوشته شده توسط محمد علی صولی در یکشنبه 2/7/85 و ساعت 11:57 عصر |
نظرات دیگران()